اضطراب و وسواس فکری
اضطراب جزء اساسی زندگی ما انسانها هست و تا حد معینی از اضطراب رو باید داشته باشیم تا بتونیم کارها رو به موقع و درست انجام بدیم، اما مسئله از اونجایی شروع میشه که در کودکی ما رو هل میکنن و انتظارات زیادی از ما دارن و همین امر باعث میشه که وقتی والد خودمون رو درون فکنی میکنیم این سرزنشگری و انتظارات زیاد و اینکه فکر میکنیم هیچ وقت به اندازه کافی خوب نیستیم رو خمیده همراه خودمون داشته باشیم، پی داشتن تنش در حد کم که ما رو به وادار به انجام کارهامون بکنه خوبه اما وقتی از اندازه میگذره و تنش در ما بیش از اندازه میشه باعث کاهش عملکرد ما میشه و در دراز مدت میتونه باعث بیماریهای روانتنی مثل مشکلات دستگاه گوارش بشه.
البته زمینههای ژنتیک هم در سطح اضطراب و تنش در ما انسانها نقش داره، که این مسئله رو پیچیدهتر هم میکنه، به این صورت که وقتی ژن اضطراب وجود داره عموما در سایر افراد خانواده هم این تنش بیش از حد معمول هست، عموما وقتی تنش در ما افزایش پیدا میکنه ما دچار افکار مزاحم هم میشیم که به اصطلاح بهش میگن وسواس فکری، و سالهاست که ادمها به دنبال راه حلی برای این افکار مزاحم هستن، یکی از راههای موثر برای کاهش اثر این افکار مزاحم یا به اصطلاح وسواسی فکری این هست که یه کار دیگه به مغز بدید که نتونه بره سراغ فکر های تکرار شونده و مزاحم مثل حفظ کردن شعر، چون مغز در یه لحظه نمیتونه دو تا کار خودآگاه رو با هم انجام بده، وفتی متوجه افکار وسواسی میشید در حقیقت این افکار در خودآگاه شما وارد شده و وقتی همزمان شروع به تکرار یک شعر یا عبارت میکنید مغز رو هدایت به سمت دیگه میکنید و همین کار باعث میشه که مسیرهای افکار وسواسی در مغز بسته بشن و با حفظ کردن شعر مسیرهای تازهای هم در مغز خودتون میسازید.
مریم نریمانی روانشناس خانواده