روانشناسی شخصیت و شخصیتشناسی؛ شناخت شخصیت، ویژگیها و اختلالات شخصیت
شخصیت یکی از مهمترین موضوعات در روانشناسی است؛ زیرا به ما کمک میکند بفهمیم چرا افراد در موقعیتهای مختلف، شیوههای متفاوتی برای فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن دارند. شخصیت فقط مجموعهای از چند ویژگی مانند درونگرایی، برونگرایی یا کمالگرایی نیست، بلکه مفهومی گستردهتر است که جنبههای مختلفی از تفاوتهای فردی، الگوهای هیجانی، شناختی، انگیزشی و رفتاری را دربرمیگیرد.
روانشناسی شخصیت شاخهای از روانشناسی است که ماهیت، ساختار، رشد و تفاوتهای فردی شخصیت را بررسی میکند و در کنار شخصیت سالم، به شکلهای ناسازگار شخصیت و اختلالات شخصیت نیز میپردازد.
به همین دلیل، شناخت شخصیت میتواند به ما کمک کند خودمان و دیگران را دقیقتر بشناسیم؛ اما شخصیتشناسی علمی با برچسب زدن به افراد تفاوت دارد. برای مثال، درونگرا بودن به خودی خود یک مشکل روانشناختی نیست و داشتن بعضی ویژگیهای خودشیفتهوار نیز به معنای ابتلا به اختلال شخصیت خودشیفته نیست.
در این صفحه از رادیو دکتر من تلاش میکنیم تصویری جامع و علمی از روانشناسی شخصیت ارائه کنیم؛ از تعریف شخصیت و ویژگیهای شخصیتی گرفته تا نظریههای مهم شخصیت، روشهای ارزیابی، اختلالات شخصیت و ارتباط شخصیت با روابط عاطفی.
همچنین میتوانید در ادامه، پادکستهای روانشناسی شخصیت را بشنوید و از مقالات تخصصی مرتبط با این موضوع استفاده کنید.
روانشناسی شخصیت چیست؟
روانشناسی شخصیت به مطالعه علمی شخصیت و تفاوتهای نسبتاً پایدار میان افراد میپردازد.
در تعریف انجمن روانشناسی آمریکا، این حوزه به موضوعاتی مانند ماهیت و تعریف شخصیت، رشد و ساختار آن، صفات شخصیتی، فرایندهای پویای شخصیت، تفاوتهای فردی و شکلهای ناسازگار شخصیت میپردازد.
بنابراین وقتی از روانشناسی شخصیت صحبت میکنیم، فقط درباره این سؤال نیست که:
«من چه تیپ شخصیتیای دارم؟»
بلکه پرسشهای گستردهتری مطرح میشوند:
- چرا افراد ویژگیهای شخصیتی متفاوتی دارند؟
- شخصیت چگونه در طول زندگی شکل میگیرد؟
- چه عواملی در رشد شخصیت نقش دارند؟
- چرا فردی اجتماعیتر و فرد دیگری محتاطتر است؟
- چرا بعضی افراد در برابر فشار روانی واکنشهای متفاوتی نشان میدهند؟
- ویژگیهای شخصیتی چگونه بر روابط ما اثر میگذارند؟
- چه زمانی الگوهای شخصیتی به مشکلات جدی در زندگی تبدیل میشوند؟
- اختلال شخصیت چه تفاوتی با یک ویژگی شخصیتی دارد؟
این نگاه گسترده باعث میشود شخصیت را به یک برچسب ساده تقلیل ندهیم.
شخصیت چیست؟
شخصیت را میتوان مجموعهای از الگوهای نسبتاً پایدار در فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن دانست که به شیوهای منحصربهفرد در هر فرد ظاهر میشوند.
این الگوها میتوانند بر نحوه ارتباط فرد با دیگران، تصمیمگیری، مدیریت هیجانها، مواجهه با مشکلات و شکل دادن به روابط تأثیر بگذارند.
برای مثال، دو نفر ممکن است در شرایط مشابه قرار بگیرند اما واکنشهای متفاوتی نشان دهند:
یکی ممکن است بهسرعت با دیگران وارد گفتوگو شود، در حالی که دیگری ترجیح دهد ابتدا شرایط را بررسی کند و سپس وارد تعامل شود.
این تفاوت لزوماً به معنای سالم یا ناسالم بودن یکی از آنها نیست؛ بلکه میتواند بخشی از تفاوتهای طبیعی شخصیت باشد.
در روانشناسی، «صفت شخصیتی» نیز به یک ویژگی نسبتاً پایدار اشاره دارد که میتواند رفتار فرد را در طیف وسیعی از موقعیتها توصیف یا تحت تأثیر قرار دهد.
شخصیت چگونه شکل میگیرد؟
شخصیت حاصل یک عامل واحد نیست.
ژنتیک، خلقوخو، تجربههای دوران کودکی، روابط خانوادگی، محیط اجتماعی، فرهنگ، تجربههای مهم زندگی و فرایندهای یادگیری میتوانند در شکلگیری و رشد ویژگیهای شخصیتی نقش داشته باشند.
البته این موضوع به این معنا نیست که شخصیت در کودکی یکبار برای همیشه تعیین میشود.
شخصیت میتواند در طول زندگی تداوم و ثبات نسبی داشته باشد و در عین حال، برخی جنبههای آن تحت تأثیر رشد، تجربه و شرایط زندگی تغییر کنند. منابع تخصصی شخصیت نیز رشد شخصیت را فرایندی در طول زندگی میدانند که با تغییرات مربوط به پاسخهای هیجانی، الگوهای سازگاری، روابط بینفردی، ویژگیها و تصویر فرد از خود همراه است.
بنابراین دو تصور افراطی درست نیست:
«شخصیت انسان کاملاً ثابت است.»
یا:
«هر کسی میتواند در هر لحظه شخصیت خود را کاملاً عوض کند.»
واقعیت پیچیدهتر است.
تفاوت شخصیت، خلقوخو، رفتار و هویت چیست؟
این مفاهیم گاهی در گفتوگوهای روزمره به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما از نظر روانشناسی یکسان نیستند.
شخصیت
مجموعه گستردهای از الگوهای نسبتاً پایدار در تجربه و رفتار فرد است.
خلقوخو
به ویژگیهای نسبتاً پایهای و زودآشکارشونده در واکنشهای هیجانی و رفتاری اشاره دارد و میتواند یکی از عوامل مرتبط با رشد شخصیت باشد.
رفتار
چیزی است که فرد در یک موقعیت مشخص انجام میدهد.
یک رفتار منفرد به تنهایی نمیتواند شخصیت فرد را مشخص کند.
هویت
به برداشت فرد از اینکه «چه کسی است»، تعلقات، ارزشها، نقشها و تصویری که از خود دارد مربوط میشود.
به همین دلیل، اگر فردی یک بار عصبانی شود، نمیتوان صرفاً بر اساس همان رفتار گفت:
«این فرد شخصیت پرخاشگر دارد.»
برای صحبت درباره یک ویژگی شخصیتی، معمولاً باید به الگوهای تکرارشونده و نسبتاً پایدار توجه کرد، نه یک رفتار منفرد.
شخصیت سالم چیست؟
شخصیت سالم به این معنا نیست که فرد همیشه آرام، اجتماعی، مثبتاندیش یا بدون تعارض باشد.
انسان سالم نیز ممکن است عصبانی شود، اشتباه کند، احساس ناامیدی داشته باشد یا در روابط خود با مشکل مواجه شود.
آنچه اهمیت دارد، نحوه مدیریت این تجربهها و میزان انعطافپذیری فرد است.
برای مثال، فردی ممکن است در شرایطی عصبانی شود، اما بتواند بعداً رفتار خود را بررسی کند، مسئولیت آن را بپذیرد و شیوه مناسبتری برای برخورد با مسئله پیدا کند.
در مقابل، اگر یک الگوی رفتاری یا هیجانی به شکل گسترده و مداوم باعث اختلال در روابط، کارکرد اجتماعی یا زندگی فرد شود، موضوع میتواند نیازمند ارزیابی تخصصی باشد.
این دقیقاً همان نقطهای است که باید میان «ویژگی شخصیتی» و «آسیب یا اختلال شخصیت» تمایز قائل شویم.
یک اصل مهم در شناخت شخصیت
داشتن یک ویژگی شخصیتی به معنای داشتن اختلال شخصیت نیست.
برای مثال:
- درونگرا بودن ≠ اختلال شخصیت
- کمالگرا بودن ≠ اختلال شخصیت وسواسی-جبری
- خودمحور بودن در یک موقعیت ≠ اختلال شخصیت خودشیفته
- وابستگی عاطفی ≠ اختلال شخصیت وابسته
- ترس از طرد شدن ≠ اختلال شخصیت مرزی
- کمحرف بودن ≠ اختلال شخصیت اسکیزوئید
تشخیص اختلال شخصیت یک فرایند تخصصی است و نمیتوان آن را بر اساس چند نشانه، یک تست اینترنتی یا مشاهده رفتار فرد در یک موقعیت انجام داد.
شخصیتشناسی چیست و شخصیت را چگونه ارزیابی میکنیم؟
«شخصیتشناسی» در گفتوگوی روزمره گاهی به معنای تشخیص سریع شخصیت افراد از روی ظاهر، رفتار، ماه تولد یا چند سؤال کوتاه استفاده میشود؛ اما شخصیتشناسی علمی مفهومی بسیار دقیقتر دارد.
در روانشناسی، ارزیابی شخصیت با هدف شناخت الگوهای نسبتاً پایدار فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن انجام میشود و میتواند به درک بهتر ویژگیهای فردی، شیوه سازگاری، روابط بینفردی و در برخی موارد مشکلات بالینی کمک کند.
بنابراین باید میان این دو تفاوت بگذاریم:
شخصیتشناسی عامهپسند معمولاً به دنبال قرار دادن فرد در یک تیپ مشخص است؛
ارزیابی علمی شخصیت تلاش میکند تصویری دقیقتر، چندبعدیتر و مبتنی بر شواهد از ویژگیها و الگوهای فرد ارائه دهد.
آیا میتوان شخصیت یک فرد را فقط با چند سؤال تشخیص داد؟
معمولاً خیر.
ممکن است یک پرسشنامه کوتاه برای شناخت اولیه بعضی ویژگیها مفید باشد، اما شخصیت انسان بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان آن را با چند سؤال یا یک برچسب توضیح داد.
برای مثال، اگر فردی در یک تست نتیجه بگیرد که «درونگرا» است، این نتیجه بهتنهایی درباره کیفیت روابط، توانایی اجتماعی، سلامت روان یا سایر ویژگیهای شخصیت او اطلاعات کاملی نمیدهد.
حتی در ارزیابیهای تخصصی نیز نتیجه یک آزمون معمولاً در کنار مصاحبه، سابقه فرد، شرایط زندگی و سایر اطلاعات بالینی تفسیر میشود.
تست شخصیت چیست؟
تست یا آزمون شخصیت ابزاری است که برای اندازهگیری یا ارزیابی جنبههایی از ویژگیها، الگوهای شخصیتی یا کارکرد روانشناختی طراحی شده است.
آزمونهای شخصیت انواع مختلفی دارند و همه آنها برای یک هدف استفاده نمیشوند.
برای مثال، بعضی ابزارها بیشتر برای بررسی صفات شخصیتی طراحی شدهاند و برخی دیگر در محیطهای بالینی برای بررسی الگوهای ناسازگار یا مشکلات شخصیت مورد استفاده قرار میگیرند.
بنابراین عبارت «تست شخصیت» بهتنهایی مشخص نمیکند که یک آزمون چقدر معتبر است یا دقیقاً چه چیزی را اندازه میگیرد.
یک تست شخصیت معتبر چه ویژگیهایی دارد؟
برای ارزیابی کیفیت یک آزمون، صرفاً تعداد سؤالها یا ظاهر حرفهای آن کافی نیست.
در روانسنجی، ویژگیهایی مانند پایایی، روایی، روش نمرهگذاری، جامعهای که آزمون روی آن اعتبارسنجی شده و هدف استفاده از آزمون اهمیت دارند.
به زبان ساده، باید بتوانیم بپرسیم:
- آزمون دقیقاً چه چیزی را اندازه میگیرد؟
- آیا برای اندازهگیری همان ویژگی شواهد کافی دارد؟
- نتایج آن تا چه اندازه پایدار و قابل اعتماد هستند؟
- روی چه جمعیتی بررسی و اعتبارسنجی شده است؟
- آیا برای هدفی که میخواهیم از آن استفاده کنیم مناسب است؟
به همین دلیل، هر آزمونی که در اینترنت با عنوان «تست شخصیت» منتشر شده باشد، الزاماً یک ابزار علمی و معتبر نیست.
مدل پنج عاملی شخصیت یا Big Five چیست؟
یکی از مدلهای مهم در روانشناسی شخصیت، مدل پنج عاملی شخصیت (Five-Factor Model) است که معمولاً با عنوان Big Five نیز شناخته میشود.
این مدل شخصیت را در پنج بُعد گسترده توصیف میکند:
۱. گشودگی به تجربه (Openness)
با ویژگیهایی مانند علاقه به تجربههای جدید، کنجکاوی فکری و انعطاف در مواجهه با ایدهها ارتباط دارد.
۲. وظیفهشناسی (Conscientiousness)
با ویژگیهایی مانند نظم، هدفمندی، مسئولیتپذیری و برنامهریزی ارتباط دارد.
۳. برونگرایی (Extraversion)
به طیفی از ویژگیهای مرتبط با تعامل اجتماعی، فعالیت و میزان گرایش به تجربه هیجانهای مثبت مربوط میشود.
۴. توافقپذیری (Agreeableness)
با ویژگیهایی مانند همکاری، همدلی و توجه به دیگران ارتباط دارد.
۵. روانرنجوری یا عاطفه منفی (Neuroticism)
با گرایش به تجربه هیجانهای منفی مانند اضطراب، نگرانی و نوسانات هیجانی ارتباط دارد.
نکته مهم این است که این ابعاد طیفی هستند. یعنی فرد لزوماً «برونگرا» یا «درونگرا» به معنای دو گروه کاملاً جدا نیست؛ ممکن است در نقطهای از یک طیف قرار داشته باشد.
مدل پنج عاملی یکی از مدلهای پرکاربرد پژوهشی برای توصیف تفاوتهای شخصیتی است.
MBTI چیست؟
MBTI یا Myers-Briggs Type Indicator یکی از شناختهشدهترین ابزارهای تیپشناسی شخصیت است که افراد را بر اساس ترجیحات مشخص در قالب تیپهای مختلف دستهبندی میکند.
به همین دلیل، MBTI در محیطهای عمومی، سازمانی و توسعه فردی بسیار شناخته شده است.
اما باید یک تفاوت مهم را در نظر گرفت:
MBTI را نباید معادل کل روانشناسی شخصیت یا یک ابزار تشخیص اختلالات روانی دانست.
همچنین نتیجه یک آزمون MBTI نمیتواند مشخص کند که فرد به یک اختلال شخصیت مبتلاست.
بنابراین اگر فردی در MBTI مثلاً یک تیپ خاص به دست آورد، نباید از این نتیجه برای تشخیص بیماری روانی، پیشبینی قطعی رفتار یا برچسبگذاری افراد استفاده کرد.
تفاوت MBTI و Big Five چیست؟
بهطور خلاصه:
| ویژگی | MBTI | Big Five |
|---|---|---|
| رویکرد | تیپشناختی | بُعدی |
| خروجی | تیپهای مشخص | نمره/جایگاه در چند بُعد |
| کاربرد رایج | شناخت ترجیحات | پژوهش و توصیف صفات شخصیت |
| تشخیص اختلال روانی | ❌ | ❌ |
| جایگزین ارزیابی بالینی | ❌ | ❌ |
این جدول به یک نکته مهم اشاره میکند:
هیچکدام از این ابزارها بهتنهایی ابزار تشخیص اختلال شخصیت نیستند.
شخصیتشناسی علمی چه تفاوتی با «تیپشناسی» دارد؟
در تیپشناسی معمولاً تلاش میشود افراد در چند دسته مشخص قرار بگیرند.
مثلاً:
«تو این تیپ شخصیتی هستی.»
اما در رویکردهای صفتمحور، ویژگیها معمولاً روی یک پیوستار بررسی میشوند.
برای مثال، به جای اینکه بگوییم:
«این فرد کاملاً برونگراست.»
ممکن است بگوییم:
«این فرد در مقایسه با جمعیت مورد بررسی، سطح بالاتری از برونگرایی نشان میدهد.»
این تفاوت ظاهراً کوچک، از نظر علمی بسیار مهم است؛ زیرا شخصیت انسان معمولاً پیچیدهتر از مجموعهای از دستههای کاملاً جدا از هم است.
آیا تست شخصیت میتواند اختلال شخصیت را تشخیص دهد؟
یک تست اینترنتی یا آزمون کوتاه بهتنهایی نباید برای تشخیص اختلال شخصیت استفاده شود.
اختلال شخصیت یک مفهوم بالینی است و تشخیص آن نیازمند بررسی جامع الگوهای فرد، میزان پایدار بودن آنها، تأثیرشان بر زندگی و روابط و سایر عوامل مرتبط است.
برای مثال، ممکن است فردی چند ویژگی مرتبط با شخصیت خودشیفته داشته باشد؛ اما این مسئله به خودی خود به معنای اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) نیست.
همین موضوع درباره ویژگیهایی مانند وابستگی، اجتناب، کمالگرایی، تکانشگری یا بیاعتمادی نیز صدق میکند.
بنابراین بهتر است به جای پرسش:
«آیا من یا همسرم این اختلال را داریم؟»
از روی یک تست آنلاین،
به این سؤال دقیقتر توجه کنیم:
«آیا یک الگوی پایدار و قابلتوجه در نحوه تجربه، تفکر و رفتار فرد وجود دارد که باعث اختلال جدی در عملکرد یا روابط او شده باشد؟»
پاسخ به این سؤال نیازمند ارزیابی تخصصی است.
چرا نباید افراد را با برچسبهای شخصیتی تعریف کنیم؟
برچسبهایی مانند «خودشیفته»، «وابسته»، «پارانوئید» یا «مرزی» در شبکههای اجتماعی بسیار رایج شدهاند؛ اما استفاده غیرتخصصی از آنها میتواند باعث سادهسازی بیش از حد رفتار انسان و حتی آسیب به روابط شود.
یک رفتار، یک ویژگی یا حتی چند نشانه مشابه با یک اختلال، برای تشخیص کافی نیست.
به همین دلیل در رادیو دکتر من، هنگام بررسی موضوعات شخصیت و اختلالات شخصیت، باید میان:
ویژگی شخصیتی
الگوی رفتاری ناسازگار
و
اختلال شخصیت
تمایز قائل شویم.
این تمایز یکی از اصول اصلی محتوای سلامت روان این صفحه خواهد بود.
ویژگیهای شخصیتی چیست؟
ویژگیهای شخصیتی، الگوهای نسبتاً پایدار در نحوه فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن هستند که میتوانند تفاوتهای فردی میان انسانها را توضیح دهند. برای مثال، میزان برونگرایی، وظیفهشناسی، توافقپذیری یا حساسیت هیجانی در افراد مختلف یکسان نیست.
اما یک نکته مهم وجود دارد:
هیچ ویژگی شخصیتی بهتنهایی نشانه بیماری یا اختلال روانی نیست.
برای مثال، فردی ممکن است بسیار منظم باشد، فرد دیگری اجتماعیتر باشد و شخص دیگری در موقعیتهای اجتماعی محتاطتر رفتار کند. این تفاوتها بخشی از تنوع طبیعی شخصیت انسان هستند.
مشکل زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که یک الگوی شخصیتی بیش از حد انعطافناپذیر، پایدار، فراگیر و مختلکننده عملکرد فرد شود.
ویژگی شخصیتی با رفتار موقتی چه تفاوتی دارد؟
فرض کنید فردی معمولاً بسیار اجتماعی است، اما بعد از یک روز سخت تمایلی به صحبت کردن با دیگران ندارد.
نمیتوان صرفاً از این رفتار نتیجه گرفت که او فردی درونگراست.
یا فردی که یک بار در یک رابطه حسادت کرده، لزوماً فردی با شخصیت حسود نیست.
برای شناخت یک ویژگی شخصیتی باید به الگوی رفتار در طول زمان و موقعیتهای مختلف توجه کرد.
به همین دلیل، در روانشناسی شخصیت میان یک رفتار منفرد و یک الگوی نسبتاً پایدار تفاوت وجود دارد.
برخی از ویژگیهای شخصیتی رایج
ویژگیهای شخصیتی بسیار متنوعاند و نمیتوان همه آنها را در چند دسته محدود قرار داد. با این حال، برخی ویژگیها در مطالعات شخصیت و در زندگی روزمره بیشتر مورد توجه قرار میگیرند.
درونگرایی و برونگرایی
درونگرایی و برونگرایی را بهتر است بهعنوان دو سر یک طیف در نظر بگیریم، نه دو گروه کاملاً جدا.
فردی که برونگرایی بیشتری دارد ممکن است از تعامل اجتماعی، فعالیت و حضور در جمع انرژی بیشتری بگیرد؛ در حالی که فردی با برونگرایی کمتر ممکن است تعاملهای محدودتر یا محیطهای آرامتر را ترجیح دهد.
درونگرایی بیماری نیست.
همچنین درونگرا بودن به معنای خجالتی بودن یا ناتوانی در برقراری ارتباط نیست.
کمالگرایی
کمالگرایی میتواند شامل تمایل شدید به رسیدن به استانداردهای بسیار بالا و نگرانی درباره اشتباه یا عملکرد باشد.
کمالگرایی در همه افراد یک شکل ندارد و حتی داشتن استانداردهای بالا لزوماً مشکلساز نیست.
اما زمانی که تلاش برای بینقص بودن باعث شود فرد:
- دائماً از اشتباه کردن بترسد،
- موفقیتهای خود را نادیده بگیرد،
- کارها را به دلیل ترس از ناقص بودن به تعویق بیندازد،
- یا تحت فشار دائمی قرار بگیرد،
ممکن است این الگو به عاملی برای ایجاد یا تشدید مشکلات روانشناختی تبدیل شود.
کمالگرایی نیز بهخودیخود به معنای اختلال شخصیت وسواسی-جبری (OCPD) نیست.
وابستگی
انسانها به ارتباط و حمایت اجتماعی نیاز دارند و درخواست کمک از دیگران بخشی طبیعی از زندگی است.
اما وابستگی زمانی میتواند به یک مسئله تبدیل شود که فرد احساس کند بدون حضور یا تأیید دیگران قادر به تصمیمگیری، مدیریت زندگی یا تحمل جدایی نیست.
در اینجا باید میان نیاز طبیعی به ارتباط، وابستگی عاطفی و اختلال شخصیت وابسته تمایز قائل شویم.
برای آشنایی بیشتر با موضوع وابستگی عاطفی، میتوان به مقاله اختصاصی «وابستگی عاطفی چیست؟» مراجعه کرد.
تکانشگری
تکانشگری به گرایش به واکنش یا اقدام سریع، بدون توجه کافی به پیامدهای احتمالی اشاره دارد.
مثلاً ممکن است فرد در شرایط هیجانی بدون فکر کافی تصمیم بگیرد، خریدی ناگهانی انجام دهد یا در یک بحث واکنش شدیدی نشان دهد.
اما وجود چنین رفتاری در یک موقعیت خاص به معنی داشتن یک اختلال شخصیتی نیست.
اهمیت بالینی زمانی بیشتر میشود که تکانشگری مکرر، شدید و مختلکننده زندگی فرد باشد.
حساسیت به طرد شدن
برخی افراد نسبت به نشانههای احتمالی رد شدن، بیتوجهی یا کنار گذاشته شدن حساستر هستند.
برای مثال، ممکن است پاسخ ندادن یک دوست به پیام را سریعاً نشانه بیعلاقگی یا طرد شدن تفسیر کنند.
این ویژگی میتواند روی روابط عاطفی و اجتماعی اثر بگذارد، اما نباید آن را بهتنهایی نشانه یک اختلال شخصیت دانست.
نیاز به تأیید دیگران
تمایل به دریافت تأیید از دیگران در حد متعادل بخشی از تجربه اجتماعی انسان است.
اما اگر ارزشمندی فرد تقریباً بهطور کامل به نظر دیگران وابسته شود، ممکن است در تصمیمگیری، مرزبندی و روابط مشکل ایجاد شود.
برای مثال، فرد ممکن است برخلاف خواسته خود رفتار کند، فقط به این دلیل که از ناراحت کردن دیگران یا از دست دادن تأیید آنها میترسد.
چه زمانی یک ویژگی شخصیتی میتواند مشکلساز شود؟
این یکی از مهمترین پرسشها در شناخت شخصیت است.
شدت یک ویژگی بهتنهایی تعیینکننده نیست.
باید ببینیم آن ویژگی:
- تا چه اندازه پایدار است؟
- در چه موقعیتهایی ظاهر میشود؟
- چقدر انعطافپذیر است؟
- چه تأثیری بر روابط فرد دارد؟
- چه تأثیری بر کار یا تحصیل دارد؟
- آیا باعث رنج قابلتوجه برای فرد میشود؟
- آیا توانایی فرد برای سازگاری با شرایط مختلف را کاهش داده است؟
برای مثال، منظم بودن معمولاً ویژگی مثبتی محسوب میشود. اما اگر نیاز شدید به نظم و کنترل باعث شود فرد نتواند شرایط غیرقابلپیشبینی را تحمل کند و این الگو به شکل گسترده روابط و عملکرد او را مختل کند، موضوع دیگر صرفاً «منظم بودن» نیست و نیاز به ارزیابی دقیقتر دارد.
ویژگی شخصیتی ناسازگار چیست؟
در روانشناسی، بعضی ویژگیها زمانی اهمیت بالینی پیدا میکنند که در قالب الگوهایی انعطافناپذیر، پایدار و ناسازگار ظاهر شوند و عملکرد فرد را مختل کنند.
به همین دلیل نمیتوان تنها بر اساس یک ویژگی گفت:
«این فرد شخصیت ناسالمی دارد.»
بلکه باید مجموعه الگوها، شدت آنها، میزان انعطافپذیری و تأثیرشان بر زندگی فرد بررسی شود.
این نگاه بهخصوص در مورد اختلالات شخصیت اهمیت دارد.
تفاوت ویژگی شخصیتی و اختلال شخصیت
برای درک بهتر این تفاوت، چند مثال را ببینیم:
| ویژگی | لزوماً اختلال نیست | زمانی نیازمند بررسی بیشتر است |
|---|---|---|
| کمالگرایی | داشتن استانداردهای بالا | انعطافناپذیری و اختلال جدی در عملکرد |
| وابستگی | نیاز به حمایت و صمیمیت | ناتوانی شدید در استقلال و تصمیمگیری |
| خودشیفتگی | داشتن اعتمادبهنفس یا توجه به موفقیت | الگوی پایدار و مختلکننده خودبزرگبینی، نیاز به تحسین و مشکلات بینفردی |
| اجتناب | ترجیح محیطهای آرام | اجتناب گسترده همراه با اختلال قابلتوجه |
| بیاعتمادی | احتیاط در بعضی شرایط | بیاعتمادی فراگیر و پایدار |
| تکانشگری | تصمیم سریع در بعضی موقعیتها | الگوی شدید و مکرر همراه با پیامدهای قابلتوجه |
بنابراین تشخیص یک اختلال شخصیت با پیدا کردن چند ویژگی در یک فرد انجام نمیشود.
چرا خودتشخیصی در زمینه شخصیت میتواند گمراهکننده باشد؟
موضوع شخصیت بهخصوص در شبکههای اجتماعی بسیار مستعد خودتشخیصی است.
ممکن است فرد یک ویدئو درباره «۱۰ نشانه شخصیت خودشیفته» ببیند و بعد تصور کند همسر، والد، دوست یا حتی خودش مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته است.
این روش قابل اعتماد نیست.
شباهت یک رفتار با یک نشانه بالینی، به معنی وجود اختلال نیست.
تشخیص اختلال شخصیت نیازمند ارزیابی تخصصی و بررسی الگوی کلی عملکرد فرد است.
این موضوع برای رادیو دکتر من اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هدف ما نباید صرفاً ارائه فهرستی از «نشانهها» باشد، بلکه باید به کاربر کمک کنیم تفاوت میان ویژگی طبیعی، ویژگی شدید، الگوی ناسازگار و اختلال بالینی را بفهمد.
یک نکته مهم درباره «شخصیت بد»
اصطلاح «شخصیت بد» از نظر روانشناسی اصطلاح دقیقی نیست.
ممکن است فرد رفتارهایی داشته باشد که برای دیگران آسیبزا باشند، اما استفاده از یک برچسب کلی مانند «آدم بد» یا «شخصیت سمی» کمکی به شناخت علت یا الگوی رفتار نمیکند.
در محتوای سلامت روان بهتر است به جای برچسبزنی، درباره رفتار، الگو، شدت، زمینه و پیامدهای آن صحبت کنیم.
این رویکرد هم علمیتر است و هم احتمال سوءبرداشت و انگزنی را کاهش میدهد.
اختلال شخصیت چیست؟
داشتن ویژگیهای شخصیتی متفاوت، بخشی طبیعی از تفاوتهای میان انسانهاست. اما گاهی الگوهای فکری، هیجانی و رفتاری فرد به اندازهای پایدار، انعطافناپذیر و فراگیر میشوند که در روابط، کار، تحصیل یا سایر حوزههای زندگی اختلال ایجاد میکنند. در چنین شرایطی ممکن است موضوع از یک ویژگی شخصیتی فراتر رفته و نیازمند بررسی از نظر اختلال شخصیت باشد.
انجمن روانپزشکی آمریکا اختلالات شخصیت را الگوهای بلندمدتی از تجربه درونی و رفتار توصیف میکند که بهطور معناداری با انتظارات فرهنگی متفاوتاند و میتوانند باعث ناراحتی یا اختلال در عملکرد شوند. این الگوها معمولاً در دوره نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شکل خود را نشان میدهند و در طول زمان تداوم دارند.
بنابراین، اختلال شخصیت را نباید صرفاً مجموعهای از «رفتارهای بد» یا چند ویژگی ناخوشایند دانست.
چه زمانی یک ویژگی شخصیتی به اختلال شخصیت نزدیک میشود؟
برای تشخیص اختلال شخصیت، صرفاً وجود یک ویژگی مانند خودشیفتگی، وابستگی، کمالگرایی یا بیاعتمادی کافی نیست.
متخصص معمولاً به الگوی کلی و پایدار عملکرد فرد توجه میکند.
چند پرسش مهم عبارتاند از:
- آیا این الگو در طول زمان پایدار بوده است؟
- آیا در موقعیتهای مختلف دیده میشود؟
- آیا فرد در برابر شرایط مختلف انعطافپذیری کمی دارد؟
- آیا این الگو باعث مشکلات قابلتوجه در روابط میشود؟
- آیا عملکرد شغلی، تحصیلی یا اجتماعی فرد را مختل میکند؟
- آیا خود فرد از این الگوها رنج میبرد؟
- آیا اطرافیان نیز بهطور مداوم تحت تأثیر پیامدهای آن قرار میگیرند؟
- آیا توضیح مناسبتری مانند یک اختلال دیگر، مصرف مواد یا شرایط پزشکی برای این مشکلات وجود دارد؟
در واقع، شدت، تداوم، فراگیری و پیامدهای الگو اهمیت زیادی دارند.
APA نیز تأکید میکند که وقتی ویژگیهای شخصیتی به شکل افراطی، خشک و انعطافناپذیر ظاهر شوند و کنار آمدن با زندگی یا ارتباط با دیگران را دشوار کنند، موضوع میتواند در محدوده اختلال شخصیت قرار بگیرد.
اختلال شخصیت چه حوزههایی از زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد؟
اختلال شخصیت میتواند در بخشهای مختلف زندگی فرد خود را نشان دهد.
رابطه فرد با خودش
ممکن است فرد در زمینههایی مانند:
- تصویر ذهنی از خود
- عزتنفس
- هویت
- اهداف شخصی
- تنظیم هیجان
با مشکلات پایدار مواجه باشد.
رابطه با دیگران
ممکن است مشکلاتی در زمینه:
- اعتماد
- صمیمیت
- همدلی
- حفظ روابط
- مدیریت تعارض
- مرزبندی
- درک رفتار دیگران
ایجاد شود.
تصمیمگیری و کنترل رفتار
در بعضی الگوهای شخصیتی، مشکلاتی مانند تکانشگری، تصمیمگیری ناسازگارانه یا دشواری در کنترل واکنشهای هیجانی نیز دیده میشود.
به همین دلیل، اختلال شخصیت را نمیتوان با یک علامت منفرد تعریف کرد.
آیا فرد مبتلا به اختلال شخصیت همیشه رفتار ناسالم دارد؟
خیر.
این تصور یکی از برداشتهای نادرست درباره اختلالات شخصیت است.
فرد مبتلا ممکن است در بسیاری از موقعیتها عملکرد مناسبی داشته باشد و حتی در بعضی زمینهها بسیار موفق باشد، اما الگوهای شخصیتی او در برخی موقعیتها یا روابط باعث مشکلات قابلتوجه شوند.
همچنین شدت و نوع مشکلات میان افراد متفاوت است.
به همین دلیل بهتر است به جای برچسبهایی مانند:
«او یک آدم خودشیفته است.»
گفته شود:
«این فرد ممکن است برخی ویژگیهای خودشیفتهوار داشته باشد؛ برای تشخیص اختلال شخصیت به ارزیابی تخصصی نیاز است.»
این نوع بیان هم از نظر علمی دقیقتر است و هم از برچسبزنی و خودتشخیصی جلوگیری میکند.
اختلال شخصیت چگونه تشخیص داده میشود؟
تشخیص اختلال شخصیت یک فرایند بالینی است و با یک تست اینترنتی یا چند سؤال کوتاه انجام نمیشود.
DSM یک نظام طبقهبندی و تشخیصی است و معیارهای آن باید توسط متخصصان آموزشدیده ارزیابی شوند. خود APA نیز تأکید میکند که معیارهای DSM برای ارزیابی توسط متخصصان آموزشدیده طراحی شدهاند.
در یک ارزیابی تخصصی ممکن است مواردی مانند اینها بررسی شوند:
- سابقه فردی
- تاریخچه روابط
- الگوهای رفتاری در طول زمان
- تجربههای هیجانی
- شیوه تفکر و تفسیر موقعیتها
- عملکرد شغلی یا تحصیلی
- روابط خانوادگی و عاطفی
- سابقه مشکلات روانشناختی
- سایر اختلالات احتمالی
- مصرف دارو یا مواد در صورت مرتبط بودن
- شرایط فرهنگی و محیطی
گاهی نیز از ابزارهای روانسنجی در کنار مصاحبه و سایر اطلاعات استفاده میشود.
DSM-5-TR و ICD-11 چه تفاوتی در نگاه به اختلالات شخصیت دارند؟
این بخش برای صفحه Pillar رادیو دکتر من اهمیت ویژهای دارد؛ چون نمیخواهیم کاربر تصور کند تنها یک روش علمی برای توصیف اختلالات شخصیت وجود دارد.
DSM-5-TR
DSM-5-TR که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا منتشر شده، همچنان ۱۰ نوع مشخص اختلال شخصیت را در نظام تشخیصی خود ارائه میکند.
این اختلالات در سه گروه سنتی قرار میگیرند:
خوشه A
- اختلال شخصیت پارانوئید
- اختلال شخصیت اسکیزوئید
- اختلال شخصیت اسکیزوتایپال
خوشه B
- اختلال شخصیت ضد اجتماعی
- اختلال شخصیت مرزی
- اختلال شخصیت نمایشی
- اختلال شخصیت خودشیفته
خوشه C
- اختلال شخصیت اجتنابی
- اختلال شخصیت وابسته
- اختلال شخصیت وسواسی-جبری
ICD-11 نگاه متفاوتی به اختلالات شخصیت دارد
در ICD-11، رویکرد به اختلال شخصیت بیش از گذشته ابعادی است.
به جای اینکه تنها بپرسیم:
«فرد به کدام نوع اختلال شخصیت مبتلاست؟»
به شدت اختلال و حوزههای برجسته ویژگیهای شخصیتی نیز توجه میشود.
WHO در ICD-11 برای اختلال شخصیت سه سطح شدت را مشخص میکند:
- اختلال شخصیت خفیف
- اختلال شخصیت متوسط
- اختلال شخصیت شدید
همچنین میتوان حوزههای برجسته صفات شخصیتی مانند:
- هیجانپذیری منفی (Negative Affectivity)
- گسستگی (Detachment)
- جامعهستیزی/گسست اجتماعی (Dissociality)
- بازداریزدایی (Disinhibition)
- آنکاستیا یا کمالگرایی و کنترلگری افراطی (Anankastia)
را مشخص کرد و الگوی مرزی (Borderline Pattern) نیز میتواند بهعنوان یک مشخصه اضافی ثبت شود.
WHO در راهنمای تشخیصی ICD-11 صراحتاً به استفاده از رویکردهای ابعادی (dimensional) در اختلالات شخصیت اشاره میکند؛ یعنی مرز میان عملکرد معمول و اختلال را میتوان در یک پیوستار نیز بررسی کرد، نه صرفاً به شکل دستههای کاملاً جدا.
چرا رویکرد ابعادی اهمیت دارد؟
فرض کنیم دو نفر هر دو ویژگیهایی مانند اضطراب، اجتناب یا تکانشگری دارند.
شدت این ویژگیها، میزان انعطافپذیری، تعداد موقعیتهایی که تحت تأثیر قرار میگیرند و میزان اختلال در زندگی آنها ممکن است کاملاً متفاوت باشد.
رویکرد ابعادی اجازه میدهد این تفاوتها بهتر توصیف شوند.
به همین دلیل در محتوای رادیو دکتر من بهتر است از عباراتی مانند:
«این ویژگیها ممکن است در برخی افراد شدت بیشتری داشته باشند»
استفاده کنیم، نه اینکه بگوییم:
«هرکس این ویژگی را دارد، مبتلا به فلان اختلال است.»
آیا اختلال شخصیت قابل درمان است؟
اختلال شخصیت به معنای «غیرقابل تغییر بودن فرد» نیست.
رویکردهای درمانی مختلف میتوانند به افراد کمک کنند تا الگوهای مشکلساز خود را بهتر بشناسند، تنظیم هیجان و مهارتهای بینفردی را تقویت کنند و عملکرد خود را بهبود دهند.
نوع درمان به وضعیت فرد، نوع مشکلات، شدت علائم و شرایط همراه بستگی دارد.
همچنین فرد ممکن است همزمان با مشکلات دیگری مانند اضطراب، افسردگی یا مشکلات مرتبط با مصرف مواد مواجه باشد که باید در ارزیابی و برنامه درمانی مورد توجه قرار گیرند. APA نیز اشاره میکند که بسیاری از افراد مبتلا به اختلالات شخصیت ممکن است زمانی برای درمان مراجعه کنند که با مشکلات دیگری مانند افسردگی، اضطراب، مصرف مواد یا مشکلات رابطهای مواجه شدهاند.
بنابراین:
تشخیص اختلال شخصیت به معنای پایان امکان تغییر نیست.
بلکه میتواند نقطه شروعی برای شناخت دقیقتر الگوهای فرد و دریافت کمک تخصصی باشد.
چه زمانی مراجعه به روانشناس یا روانپزشک اهمیت بیشتری پیدا میکند؟
اگر الگوهای فکری، هیجانی یا رفتاری فرد به شکل مداوم باعث مشکلات قابلتوجه در زندگی او شدهاند، ارزیابی تخصصی میتواند مفید باشد.
بهخصوص اگر مشکلاتی مانند موارد زیر تکرار شوند:
- شکست مکرر روابط عاطفی
- تعارضهای شدید و تکرارشونده
- ناتوانی در مدیریت هیجانها
- مشکلات جدی در کنترل رفتارهای تکانشی
- احساس بیثباتی شدید در هویت یا روابط
- مشکلات پایدار در کار یا تحصیل
- رنج روانی قابلتوجه
- یا ناتوانی در سازگاری با تغییرات معمول زندگی
اما مراجعه به متخصص به این معنا نیست که فرد الزاماً «اختلال شخصیت» دارد.
ارزیابی تخصصی برای پاسخ دادن به همین سؤال انجام میشود.
اختلالات شخصیت چه انواعی دارند؟
اختلالات شخصیت مجموعهای یکسان و واحد نیستند. الگوهای شخصیتی ناسازگار میتوانند شکلهای متفاوتی داشته باشند و بر نحوه نگاه فرد به خودش، دیگران، روابط، هیجانها و تصمیمگیری اثر بگذارند.
در DSM-5-TR، ۱۰ اختلال شخصیت بهطور سنتی در سه خوشه دستهبندی میشوند. این دستهبندی برای آموزش و شناخت کلی مفید است؛ با این حال، در عمل هر فرد ممکن است ترکیبی از ویژگیهای مختلف را نشان دهد و شدت مشکلات نیز میان افراد متفاوت باشد. (psychiatry.org)
خوشه A؛ رفتارها و ویژگیهای عجیب یا نامتعارف
خوشه A شامل سه اختلال شخصیت است:
۱. اختلال شخصیت پارانوئید
در این اختلال، الگوی پایدار بیاعتمادی و سوءظن نسبت به دیگران دیده میشود.
فرد ممکن است انگیزههای دیگران را تهدیدآمیز یا بدخواهانه تفسیر کند و در اعتماد کردن به اطرافیان مشکل داشته باشد.
برای مثال، ممکن است یک رفتار خنثی یا حتی دوستانه را بهعنوان نشانهای از فریب، خیانت یا آسیب عمدی تفسیر کند.
البته احتیاط یا بیاعتمادی در یک موقعیت خاص به معنای اختلال شخصیت پارانوئید نیست.
۲. اختلال شخصیت اسکیزوئید
این اختلال با الگویی از فاصله گرفتن از روابط اجتماعی و محدود بودن ابراز هیجانی شناخته میشود.
فرد ممکن است علاقه محدودی به روابط نزدیک داشته باشد و ترجیح دهد زمان بیشتری را به فعالیتهای فردی اختصاص دهد.
اما یک نکته مهم:
درونگرایی با اختلال شخصیت اسکیزوئید یکی نیست.
فرد درونگرا ممکن است روابط نزدیک و رضایتبخشی داشته باشد و صرفاً از تعامل اجتماعی زیاد لذت نبرد.
۳. اختلال شخصیت اسکیزوتایپال
در این اختلال، علاوه بر مشکلات بینفردی، ممکن است ویژگیهایی مانند افکار یا باورهای نامتعارف، تجربههای ادراکی غیرمعمول و شیوههای عجیب در فکر یا رفتار دیده شود.
این اختلال نیز نباید صرفاً بر اساس «عجیب بودن» یا متفاوت فکر کردن یک فرد تشخیص داده شود و نیازمند ارزیابی تخصصی است.
خوشه B؛ هیجانی، نمایشی یا غیرقابل پیشبینی
خوشه B شامل چهار اختلال شخصیت است:
۱. اختلال شخصیت ضد اجتماعی
در این اختلال، الگویی پایدار از نادیده گرفتن یا نقض حقوق دیگران و هنجارهای اجتماعی مشاهده میشود.
ممکن است رفتارهایی مانند فریبکاری، بیمسئولیتی یا نقض مکرر قوانین در این الگو دیده شود.
با این حال، اصطلاح «ضد اجتماعی» در روانشناسی با معنای روزمره آن متفاوت است.
ضد اجتماعی بودن در اینجا به معنای کمحرف بودن، خجالتی بودن یا دوست نداشتن جمع نیست.
۲. اختلال شخصیت مرزی (BPD)
اختلال شخصیت مرزی میتواند با بیثباتی در روابط، تصویر فرد از خود و تنظیم هیجانها همراه باشد.
در برخی افراد، ترس شدید از رها شدن، تغییرات شدید هیجانی، رفتارهای تکانشی یا احساس بیثباتی در روابط نیز دیده میشود.
اما وجود یک یا دو مورد از این تجربهها بهتنهایی برای تشخیص BPD کافی نیست.
این موضوع بهویژه در فضای مجازی اهمیت دارد؛ زیرا اصطلاح «شخصیت مرزی» گاهی برای توصیف هر فردی که احساسات شدید یا رابطه پرتنشی دارد، به شکل نادرست استفاده میشود.
۳. اختلال شخصیت نمایشی
در اختلال شخصیت نمایشی، الگویی پایدار از هیجانپذیری و نیاز شدید به جلب توجه میتواند وجود داشته باشد.
ممکن است فرد در تعاملات اجتماعی بهطور مکرر تلاش کند توجه دیگران را به خود جلب کند یا احساسات خود را به شکل بسیار نمایشی ابراز کند.
اما اجتماعی بودن، پرحرفی یا علاقه به دیده شدن بهتنهایی به معنای اختلال شخصیت نمایشی نیست.
۴. اختلال شخصیت خودشیفته (NPD)
اختلال شخصیت خودشیفته با الگویی پایدار از بزرگمنشی، نیاز به تحسین و مشکلات مرتبط با همدلی و روابط بینفردی شناخته میشود.
با این حال، باید میان:
اعتمادبهنفس
اهمیت دادن به موفقیت
خودشیفتگی بهعنوان یک ویژگی
و
اختلال شخصیت خودشیفته
تمایز گذاشت.
این تمایز یکی از موضوعات مهم محتوایی رادیو دکتر من خواهد بود؛ زیرا استفاده بیش از حد از واژه «خودشیفته» در شبکههای اجتماعی باعث شده بسیاری از رفتارهای معمول انسانی با یک اختلال بالینی اشتباه گرفته شوند.
خوشه C؛ اضطرابی یا ترسان
خوشه C شامل سه اختلال شخصیت است:
۱. اختلال شخصیت اجتنابی
در این اختلال، الگوی پایدار بازداری اجتماعی، احساس ناکافی بودن و حساسیت نسبت به ارزیابی منفی یا طرد شدن دیده میشود.
فرد ممکن است به دلیل ترس از انتقاد، تمسخر یا رد شدن از موقعیتهای اجتماعی یا روابط نزدیک اجتناب کند.
اما باید آن را از درونگرایی، کمرویی معمول و اختلال اضطراب اجتماعی تفکیک کرد.
۲. اختلال شخصیت وابسته
در اختلال شخصیت وابسته، الگویی از نیاز شدید و پایدار به مراقبت و حمایت دیگران دیده میشود که میتواند با دشواری در تصمیمگیری مستقل، ترس از جدایی و نیاز شدید به حفظ رابطه همراه باشد.
این موضوع ارتباط مستقیمی با مقالهای دارد که قبلاً در معماری محتوایی رادیو دکتر من برای وابستگی عاطفی در نظر گرفتهایم.
اما این دو مفهوم یکی نیستند:
وابستگی عاطفی ≠ اختلال شخصیت وابسته
وابستگی عاطفی میتواند در افراد مختلف و در شرایط متفاوت اتفاق بیفتد، در حالی که اختلال شخصیت وابسته یک مفهوم تشخیصی مشخص است که نیازمند ارزیابی تخصصی است.
۳. اختلال شخصیت وسواسی-جبری (OCPD)
اختلال شخصیت وسواسی-جبری با الگویی پایدار از اشتغال ذهنی با نظم، کمالگرایی و کنترل همراه است؛ بهگونهای که میتواند انعطافپذیری و کارکرد فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
یکی از مهمترین نکات درباره OCPD این است که:
OCPD با OCD یکسان نیست.
OCD یا اختلال وسواس فکری-عملی عمدتاً با وسواسهای فکری و اجبارهای رفتاری شناخته میشود، در حالی که OCPD یک اختلال شخصیت است و الگوی گستردهتری از کمالگرایی، نظم و کنترل را در بر میگیرد.
برای رادیو دکتر من بهتر است برای OCD، OCPD و تفاوت آنها صفحات مستقل داشته باشیم تا این دو موضوع در نتایج جستوجو با یکدیگر دچار همپوشانی نشوند.
جدول خلاصه انواع اختلالات شخصیت
| خوشه | اختلال | ویژگی کلی |
|---|---|---|
| A | پارانوئید | بیاعتمادی و سوءظن |
| A | اسکیزوئید | فاصله از روابط و محدودیت ابراز هیجان |
| A | اسکیزوتایپال | افکار و تجربههای نامتعارف و مشکلات بینفردی |
| B | ضد اجتماعی | بیتوجهی پایدار به حقوق دیگران و هنجارها |
| B | مرزی | بیثباتی هیجانی، روابط و تصویر از خود |
| B | نمایشی | هیجانپذیری و نیاز به جلب توجه |
| B | خودشیفته | بزرگمنشی، نیاز به تحسین و مشکلات همدلی |
| C | اجتنابی | بازداری اجتماعی و حساسیت به طرد |
| C | وابسته | نیاز شدید به مراقبت و دشواری استقلال |
| C | وسواسی-جبری | کمالگرایی، نظم و کنترل انعطافناپذیر |
این جدول برای شناخت اولیه است و نباید بهعنوان ابزار تشخیص استفاده شود.
آیا این دستهبندی تنها روش شناخت اختلالات شخصیت است؟
خیر.
این نکته اهمیت زیادی دارد، زیرا اگر فقط همین سه خوشه را معرفی کنیم، ممکن است کاربر تصور کند همه افراد را میتوان بهسادگی در یکی از این سه گروه قرار داد.
در واقع، ICD-11 رویکرد متفاوت و عمدتاً ابعادیتری برای اختلالات شخصیت ارائه میکند.
در این رویکرد، علاوه بر تشخیص وجود اختلال شخصیت، شدت اختلال و ویژگیهای شخصیتی برجسته نیز اهمیت دارند.
اختلالات شخصیت در ICD-11 چگونه تعریف میشوند؟
در سالهای اخیر، نگاه علمی به اختلالات شخصیت تا حدی از دستهبندیهای ثابت و کاملاً جداگانه فاصله گرفته و به سمت رویکردهای بُعدی (Dimensional) حرکت کرده است. یکی از مهمترین نمونههای این تغییر، نحوه تعریف و طبقهبندی اختلال شخصیت در ICD-11 است.
ICD-11 که توسط سازمان جهانی بهداشت (WHO) تدوین شده، به جای تمرکز صرف بر اینکه فرد دقیقاً در کدام «نوع» اختلال شخصیت قرار میگیرد، ابتدا به این موضوع توجه میکند که آیا اختلال شخصیت وجود دارد و شدت آن چقدر است و سپس ویژگیهای شخصیتی برجسته فرد را توصیف میکند.
این تفاوت برای شناخت علمی شخصیت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا شخصیت انسان معمولاً مجموعهای از ویژگیهای پیوسته است و همیشه نمیتوان افراد را به چند دسته کاملاً مجزا تقسیم کرد.
در ICD-11 ابتدا شدت اختلال شخصیت بررسی میشود
در سیستم ICD-11، اختلال شخصیت میتواند به سه سطح اصلی تقسیم شود:
- اختلال شخصیت خفیف
- اختلال شخصیت متوسط
- اختلال شخصیت شدید
این تقسیمبندی به متخصص کمک میکند فقط به وجود یا نبود یک اختلال توجه نکند، بلکه میزان تأثیر آن بر عملکرد فرد را نیز در نظر بگیرد.
برای مثال، دو نفر ممکن است هر دو مشکلات قابلتوجهی در روابط خود داشته باشند، اما میزان اختلال در عملکرد شخصی و اجتماعی آنها یکسان نباشد.
بنابراین در رویکرد ICD-11، سؤال فقط این نیست که:
«این فرد چه اختلال شخصیتی دارد؟»
بلکه سؤال مهم دیگری نیز مطرح میشود:
«این اختلال تا چه اندازه شدید است و چه حوزههایی از شخصیت بیشتر تحت تأثیر قرار گرفتهاند؟»
صفات شخصیتی در ICD-11 چگونه توصیف میشوند؟
پس از مشخص شدن وجود اختلال شخصیت و شدت آن، میتوان ویژگیهای شخصیتی برجسته را نیز مشخص کرد.
ICD-11 پنج حوزه اصلی صفات را معرفی میکند:
۱. هیجانپذیری منفی
Negative Affectivity
این حوزه با گرایش بیشتر به تجربه هیجانهای منفی مانند اضطراب، نگرانی، ناامیدی، آسیبپذیری و بیثباتی هیجانی ارتباط دارد.
البته تجربه اضطراب یا ناراحتی به خودی خود نشانه اختلال شخصیت نیست. موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که این الگو در ساختار کلی شخصیت و عملکرد فرد نقش قابلتوجهی داشته باشد.
۲. گسستگی
Detachment
گسستگی به الگوهایی مانند فاصله گرفتن از روابط، کاهش مشارکت اجتماعی، محدود شدن تجربه یا ابراز هیجان و تمایل به دوری از تعاملات اجتماعی اشاره میکند.
این مفهوم نیز نباید با درونگرایی طبیعی یکسان در نظر گرفته شود.
ممکن است فردی درونگرا باشد اما روابط صمیمی، رضایتبخش و سالمی داشته باشد.
۳. جامعهستیزی / بیتوجهی به دیگران
Dissociality
این حوزه با ویژگیهایی مانند بیتوجهی به حقوق و احساسات دیگران، خودمحوری، فقدان همدلی و رفتارهای مرتبط با بهرهکشی یا خصومت ارتباط دارد.
این مفهوم یکی از حوزههایی است که در توصیف برخی الگوهای شخصیتی ناسازگار اهمیت پیدا میکند.
۴. بازداریزدایی
Disinhibition
بازداریزدایی به گرایش به اقدام سریع و بدون توجه کافی به پیامدها، مشکل در کنترل تکانهها و دشواری در به تعویق انداختن واکنشها مربوط میشود.
برای مثال، فرد ممکن است در شرایط هیجانی بدون ارزیابی کافی پیامدهای رفتار خود تصمیم بگیرد.
اما مانند سایر صفات، وجود مقداری تکانشگری در یک فرد بهتنهایی به معنای وجود اختلال شخصیت نیست.
۵. آنکاستیا
Anankastia
آنکاستیا یکی از مفاهیم مهم در مدل ICD-11 است و با ویژگیهایی مانند:
- کمالگرایی
- نیاز شدید به نظم
- کنترلگری
- انعطافناپذیری
- توجه بیش از حد به قواعد و جزئیات
ارتباط دارد.
این مفهوم میتواند برای توصیف برخی الگوهای شخصیتی که در مدلهای سنتی با اختلال شخصیت وسواسی-جبری (OCPD) ارتباط داشتند، اهمیت داشته باشد.
الگوی مرزی در ICD-11 چیست؟
یکی دیگر از نکات مهم ICD-11، امکان مشخص کردن Borderline Pattern یا «الگوی مرزی» به عنوان یک مشخصه بالینی است.
این موضوع با استفاده رایج از اصطلاح «شخصیت مرزی» در شبکههای اجتماعی تفاوت دارد.
وجود برخی ویژگیهای مرتبط با الگوی مرزی، مانند بیثباتی هیجانی یا ترس از رها شدن، بهتنهایی به معنی تشخیص اختلال شخصیت مرزی نیست.
تشخیص و ارزیابی باید توسط متخصص انجام شود.
چرا ICD-11 به سمت مدل بُعدی رفته است؟
یکی از مزایای رویکرد بُعدی این است که میتواند شدت و ترکیب متفاوت ویژگیها را بهتر توصیف کند.
در مدلهای کاملاً دستهای، ممکن است دو نفر در یک تشخیص قرار بگیرند، در حالی که شدت مشکلات و ویژگیهای شخصیتی آنها بسیار متفاوت است.
رویکرد بُعدی امکان توصیف دقیقتر این تفاوتها را فراهم میکند.
به زبان ساده:
افراد فقط «دارای اختلال» یا «فاقد اختلال» نیستند؛ شدت و شکل مشکلات شخصیت نیز اهمیت دارد.
WHO نیز در معرفی ICD-11 بر استفاده از رویکرد بُعدی برای تشخیص و توصیف اختلالات شخصیت تأکید کرده است.
DSM-5-TR و ICD-11؛ آیا یکی درست و دیگری غلط است؟
خیر.
این دو نظام طبقهبندی با اهداف و ساختارهای متفاوتی طراحی شدهاند و نباید تفاوت آنها را به معنای «درست بودن یکی و اشتباه بودن دیگری» تلقی کرد.
در DSM-5-TR، مدل سنتی همچنان ۱۰ نوع اختلال شخصیت را بهصورت مشخص معرفی میکند و سه خوشه A، B و C نیز در آن مطرح هستند.
در مقابل، ICD-11 رویکردی بُعدیتر دارد و بر شدت اختلال شخصیت و ویژگیهای برجسته شخصیتی تأکید میکند.
به همین دلیل، در مقالات تخصصی رادیو دکتر من باید همیشه مشخص کنیم که درباره کدام نظام طبقهبندی صحبت میکنیم.
یک نکته مهم برای خواننده
وقتی درباره صفاتی مانند خودشیفتگی، وابستگی، اجتناب، تکانشگری یا کمالگرایی صحبت میکنیم، نباید بلافاصله آنها را معادل یک اختلال شخصیت بدانیم.
این ویژگیها میتوانند با شدتهای مختلف در افراد وجود داشته باشند.
اختلال شخصیت یک تشخیص بالینی است، نه یک برچسب برای توصیف رفتار ناخوشایند یک فرد.
شخصیت چگونه بر روابط عاطفی تأثیر میگذارد؟
شخصیت میتواند بر نحوه شکلگیری و حفظ روابط عاطفی اثر بگذارد؛ از شیوه نزدیک شدن به دیگران و اعتماد کردن گرفته تا نحوه مدیریت تعارض، بیان نیازها و واکنش به فاصله یا طرد شدن.
با این حال، شخصیت بهتنهایی سرنوشت یک رابطه را تعیین نمیکند. کیفیت رابطه حاصل تعامل عوامل مختلفی مانند ویژگیهای هر دو نفر، سبک دلبستگی، تجربههای گذشته، مهارتهای ارتباطی، شرایط زندگی و نحوه مدیریت تعارض است.
به همین دلیل، بهتر است به جای اینکه بپرسیم:
«کدام شخصیت برای رابطه بهتر است؟»
بپرسیم:
«این ویژگی شخصیتی چگونه در رابطه ظاهر میشود و آیا فرد میتواند آن را به شکل انعطافپذیر مدیریت کند؟»
ویژگیهای شخصیتی چگونه در رابطه عاطفی دیده میشوند؟
یک ویژگی شخصیتی ممکن است در شرایط مختلف شکلهای متفاوتی داشته باشد.
درونگرایی
فرد درونگرا ممکن است زمان بیشتری برای خود نیاز داشته باشد یا ترجیح دهد ارتباط عاطفی را در فضایی آرامتر تجربه کند.
این مسئله به خودی خود نشانه سرد بودن یا بیعلاقگی نیست.
مشکل زمانی ایجاد میشود که نیاز به تنهایی به شکل اجتناب مداوم از صمیمیت و ارتباط ظاهر شود.
بنابراین:
درونگرایی ≠ بیعاطفگی ≠ اختلال شخصیت اجتنابی
وابستگی و نیاز به اطمینان
نیاز به محبت، توجه و اطمینان گرفتن از شریک عاطفی طبیعی است.
اما اگر فرد برای احساس امنیت دائماً به تأیید شریک خود نیاز داشته باشد، جدایی کوتاه را غیرقابلتحمل بداند یا نتواند بدون حضور شریک تصمیم بگیرد، ممکن است رابطه تحت فشار قرار گیرد.
در اینجا باید میان:
نیاز طبیعی به صمیمیت
وابستگی عاطفی
سبک دلبستگی اضطرابی
و
اختلال شخصیت وابسته
تمایز گذاشت.
این موضوع با مقاله اختصاصی «وابستگی عاطفی چیست؟» در Cluster محتوایی سایت ارتباط مستقیم دارد.
حساسیت به طرد شدن
برخی افراد نسبت به نشانههای احتمالی طرد یا بیتوجهی حساستر هستند.
برای چنین فردی ممکن است یک پیام پاسخدادهنشده، تغییر لحن یا حتی نیاز شریک به کمی فاصله، معنایی بسیار بزرگ پیدا کند.
مثلاً:
«چرا جوابم را دیر داد؟»
ممکن است به سرعت تبدیل شود به:
«دیگر برایش مهم نیستم.»
و سپس:
«حتماً میخواهد رابطه را تمام کند.»
این نوع تفسیر میتواند اضطراب رابطه را افزایش دهد و باعث رفتارهایی مانند پرسشگری مداوم، اطمینانخواهی یا کنترل شریک شود.
البته چنین الگویی بهتنهایی به معنای وجود اختلال شخصیت نیست.
خودشیفتگی و روابط عاطفی
یکی از موضوعاتی که در فضای مجازی بسیار درباره آن صحبت میشود، خودشیفتگی در رابطه است.
برخی ویژگیهای خودشیفتهوار ممکن است در روابط به شکلهایی مانند نیاز شدید به تحسین، حساسیت نسبت به انتقاد، تمرکز زیاد بر خود یا دشواری در توجه به نیازهای طرف مقابل ظاهر شوند.
اما باید مراقب یک اشتباه رایج باشیم:
هر فرد خودمحور یا مغرور، مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته نیست.
حتی اگر فردی برخی ویژگیهای خودشیفتهوار داشته باشد، نمیتوان صرفاً بر اساس رفتارهای شریک عاطفی او تشخیص NPD داد.
برای تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته، ارزیابی تخصصی لازم است.
کنترلگری در رابطه
کنترلگری یکی از الگوهایی است که میتواند به مرور کیفیت رابطه را کاهش دهد.
کنترل ممکن است از رفتارهای ظاهراً کوچک شروع شود:
- پرسیدن مداوم اینکه فرد کجاست؛
- بررسی مکرر تلفن یا شبکههای اجتماعی؛
- تعیین اینکه با چه کسی ارتباط داشته باشد؛
- حساسیت شدید نسبت به دوستان یا همکاران؛
- نیاز دائمی به اطلاع از برنامههای شریک.
اما نگرانی، حسادت یا نیاز به اطمینان را نیز نباید بدون بررسی زمینه، معادل سوءاستفاده یا اختلال شخصیت دانست.
آنچه اهمیت دارد، الگوی رفتار، میزان اجبار، تکرار، نقض مرزهای فرد مقابل و پیامد آن برای رابطه است.
کمالگرایی و رابطه عاطفی
کمالگرایی نیز میتواند در رابطه دو وجه داشته باشد.
فردی که مسئولیتپذیر است و برای کیفیت رابطه تلاش میکند، لزوماً مشکلی ندارد.
اما اگر انتظار داشته باشد:
- شریک همیشه مطابق انتظار او رفتار کند؛
- هیچ اختلافی وجود نداشته باشد؛
- همه چیز دقیقاً طبق برنامه پیش برود؛
- اشتباهات شریک پذیرفته نشوند؛
رابطه ممکن است به فضایی پرتنش تبدیل شود.
در چنین شرایطی، مسئله فقط «استاندارد بالا» نیست؛ بلکه انعطافپذیری و توانایی پذیرش تفاوتها اهمیت پیدا میکند.
تکانشگری و تعارضهای عاطفی
افرادی که در کنترل تکانهها مشکل بیشتری دارند ممکن است هنگام عصبانیت سریعتر واکنش نشان دهند.
برای مثال:
بحث → عصبانیت → واکنش شدید → پشیمانی
اگر این چرخه مرتب تکرار شود، اعتماد و امنیت رابطه میتواند آسیب ببیند.
اما یک واکنش تکانشی در یک موقعیت به معنی اختلال شخصیت نیست.
آنچه اهمیت دارد، تکرار الگو و میزان آسیب آن است.
شخصیت و سبک دلبستگی یکی نیستند
این نکته برای ساختار محتوایی رادیو دکتر من بسیار مهم است.
در مقالات مربوط به دلبستگی، درباره سبک دلبستگی ایمن، اضطرابی، اجتنابی و سایر الگوهای دلبستگی صحبت کردهایم.
اما:
سبک دلبستگی = اختلال شخصیت نیست.
برای مثال، فردی ممکن است سبک دلبستگی اضطرابی داشته باشد و در روابط به اطمینان بیشتری نیاز داشته باشد، اما این موضوع به معنی ابتلا به اختلال شخصیت وابسته یا مرزی نیست.
به همین ترتیب، فردی با گرایشهای اجتنابی ممکن است در صمیمیت راحت نباشد، اما این مسئله بهتنهایی به معنی اختلال شخصیت اجتنابی نیست.
این تمایز باید در تمام محتوای رادیو دکتر من حفظ شود.
چه چیزی بیش از «نوع شخصیت» کیفیت رابطه را تعیین میکند؟
در یک رابطه سالم، تنها ویژگیهای شخصیتی مهم نیستند.
تواناییهای زیر نیز نقش مهمی دارند:
توانایی گفتوگو
بتوانیم درباره نیازها، ناراحتیها و انتظارات خود صحبت کنیم.
تنظیم هیجان
بتوانیم خشم، اضطراب یا ترس را بدون آسیب زدن به خود یا دیگری مدیریت کنیم.
انعطافپذیری
بپذیریم که شریک عاطفی ما الزاماً مانند ما فکر نمیکند.
مرزبندی
هم صمیمیت را حفظ کنیم و هم استقلال فردی یکدیگر را به رسمیت بشناسیم.
مسئولیتپذیری
وقتی اشتباه میکنیم، بتوانیم آن را بپذیریم و برای اصلاحش تلاش کنیم.
همدلی
بتوانیم تجربه و احساس طرف مقابل را درک کنیم، حتی اگر با نظر او موافق نباشیم.
آیا افراد با ویژگیهای شخصیتی متفاوت میتوانند رابطه موفقی داشته باشند؟
بله.
قرار نیست دو نفر برای داشتن یک رابطه سالم دقیقاً شبیه یکدیگر باشند.
یک فرد اجتماعی ممکن است با فردی آرامتر رابطه خوبی داشته باشد.
یک فرد بسیار منظم میتواند با فردی انعطافپذیرتر زندگی کند.
یک فرد نیازمند زمان شخصی میتواند با فردی که صمیمیت بیشتری میخواهد رابطه سالمی داشته باشد.
آنچه اهمیت دارد این است که تفاوتها قابل مذاکره باشند و به بیاحترامی، اجبار یا آسیب مداوم تبدیل نشوند.
هدف رابطه سالم حذف تفاوتهای شخصیتی نیست؛ بلکه یادگیری مدیریت تفاوتها است.
چه زمانی تفاوت شخصیتی به مشکل رابطه تبدیل میشود؟
اگر یک ویژگی یا الگوی رفتاری به شکل مداوم باعث شود یکی یا هر دو نفر:
- احساس ناامنی کنند؛
- نتوانند آزادانه درباره نیازهای خود صحبت کنند؛
- دائماً درگیر تعارض باشند؛
- استقلال خود را از دست بدهند؛
- از ترس واکنش طرف مقابل رفتار خود را تغییر دهند؛
- یا دچار رنج روانی قابلتوجه شوند،
بهتر است موضوع جدیتر بررسی شود.
در چنین شرایطی مراجعه به روانشناس زوجدرمانی یا متخصص سلامت روان میتواند به روشن شدن الگو و انتخاب راهکار مناسب کمک کند.
آیا شخصیت قابل تغییر است؟
یکی از پرسشهای مهم در روانشناسی شخصیت این است که آیا شخصیت انسان در طول زندگی ثابت میماند یا میتواند تغییر کند.
پاسخ کوتاه این است:
شخصیت نسبتاً پایدار است، اما کاملاً ثابت و غیرقابل تغییر نیست.
انسانها معمولاً در طول زمان برخی الگوهای نسبتاً پایدار در نحوه فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن دارند؛ با این حال، پژوهشهای روانشناختی نشان میدهند که ویژگیهای شخصیتی میتوانند در طول زندگی نیز تغییر کنند.
بنابراین دو تصور افراطی درست نیست:
«شخصیت از کودکی کاملاً تعیین میشود و دیگر هیچ تغییری نمیکند.»
و:
«هر فرد میتواند در مدت کوتاهی شخصیت خود را بهطور کامل عوض کند.»
واقعیت بین این دو قرار دارد.
شخصیت چرا نسبتاً پایدار است؟
شخصیت از مجموعهای از ویژگیها و الگوهای نسبتاً پایدار تشکیل شده است. به همین دلیل، ممکن است اطرافیان یک فرد را در طول سالها با ویژگیهای مشابهی بشناسند.
برای مثال، ممکن است فردی در دورههای مختلف زندگی همچنان:
- نسبتاً منظم باشد؛
- تعامل اجتماعی بیشتری را ترجیح دهد؛
- نسبت به دیگران محتاط باشد؛
- یا در شرایط فشار روانی حساستر شود.
اما «پایداری» به معنی «ثابت ماندن کامل» نیست.
شخصیت میتواند در طول زمان تغییر تدریجی داشته باشد.
آیا شخصیت در بزرگسالی هم تغییر میکند؟
بله.
مطالعات طولی درباره شخصیت نشان دادهاند که ویژگیهای شخصیتی در بزرگسالی نیز میتوانند تغییر کنند، هرچند این تغییرات معمولاً تدریجی هستند.
برای مثال، در بسیاری از افراد با افزایش سن، برخی تغییرات متوسط در صفاتی مانند وظیفهشناسی، ثبات هیجانی و توافقپذیری مشاهده شده است.
البته این به معنای آن نیست که همه افراد به یک شکل تغییر میکنند.
مسیر رشد شخصیت تحت تأثیر مجموعهای از عوامل فردی و محیطی قرار دارد.
چه عواملی میتوانند بر تغییر شخصیت اثر بگذارند؟
شخصیت حاصل تعامل پیچیده میان عوامل مختلف است و تغییر آن نیز معمولاً به یک علت واحد وابسته نیست.
برخی عوامل مهم عبارتاند از:
تجربههای زندگی
تجربههای مهم زندگی میتوانند فرد را وادار کنند الگوهای قبلی خود را بازبینی کند.
ازدواج، والد شدن، تغییر شغل، مهاجرت، مسئولیتهای جدید یا تجربههای دشوار زندگی ممکن است فرصتهایی برای تغییر و سازگاری ایجاد کنند.
البته هیچکدام از این تجربهها بهطور خودکار شخصیت فرد را تغییر نمیدهند.
روابط
روابط نزدیک میتوانند بر نحوه شناخت فرد از خودش و دیگران اثر بگذارند.
رابطهای که در آن فرد امنیت، احترام و امکان گفتوگو را تجربه میکند ممکن است فرصت رشد مهارتهای ارتباطی و هیجانی را فراهم کند.
در مقابل، روابط پرتنش یا آسیبزا نیز میتوانند الگوهای ناسالم را تقویت کنند.
یادگیری و تجربه
انسان میتواند شیوههای جدیدی برای واکنش نشان دادن به موقعیتها یاد بگیرد.
برای مثال، فردی که معمولاً هنگام تعارض واکنش شدید نشان میدهد، میتواند بهتدریج مهارتهایی مانند:
- توقف قبل از واکنش،
- شناسایی هیجان،
- تنظیم خشم،
- بیان نیازها،
- گوش دادن فعال،
را تمرین کند.
این تغییر لزوماً به معنای «تغییر کامل شخصیت» نیست، اما میتواند نحوه بروز ویژگیهای شخصیتی و رفتار فرد را تغییر دهد.
آیا رواندرمانی میتواند شخصیت را تغییر دهد؟
رواندرمانی میتواند به تغییر برخی الگوهای پایدار فکری، هیجانی و رفتاری کمک کند.
هدف درمان معمولاً این نیست که فرد به شخص دیگری تبدیل شود.
برای مثال، هدف درمان فرد درونگرا این نیست که او را به فردی کاملاً برونگرا تبدیل کند.
هدف میتواند کمک به او برای داشتن انعطافپذیری بیشتر، روابط سالمتر و عملکرد بهتر باشد.
در افرادی که الگوهای شخصیتی ناسازگار دارند، رواندرمانی میتواند روی موضوعاتی مانند:
- تنظیم هیجان؛
- شناخت الگوهای فکری؛
- روابط بینفردی؛
- تحمل پریشانی؛
- کنترل تکانه؛
- عزتنفس؛
- مرزبندی؛
- و شیوههای سازگارانهتر مقابله با مشکلات
تمرکز کند.
آیا اختلالات شخصیت هم قابل تغییر هستند؟
اختلال شخصیت به معنای غیرقابل تغییر بودن فرد نیست.
درمان اختلالات شخصیت میتواند دشوار و زمانبر باشد، اما برخی افراد میتوانند در طول زمان بهبود قابلتوجهی در علائم و عملکرد خود تجربه کنند.
نوع درمان به اختلال، شدت مشکلات، شرایط فرد و مشکلات همراه بستگی دارد.
برای مثال، در درمان برخی الگوهای شخصیتی ممکن است از رویکردهای رواندرمانی مختلف استفاده شود؛ از جمله درمانهای شناختی-رفتاری، درمان مبتنی بر طرحواره، درمان مبتنی بر ذهنیسازی و در شرایط خاص، درمانهای تخصصیتر مانند DBT.
در اینجا نیز باید از یک وعده غیرواقعی اجتناب کنیم:
هدف درمان لزوماً «پاک کردن شخصیت قبلی» نیست.
هدف بیشتر میتواند کاهش الگوهای ناسازگار و افزایش توانایی فرد برای سازگاری و داشتن زندگی و روابط سالمتر باشد.
آیا میتوان با تمرین شخصیت را عوض کرد؟
تمرین و خودآگاهی میتوانند به تغییر رفتار و برخی الگوهای پایدار کمک کنند، اما بهتر است درباره میزان این تغییر واقعبین باشیم.
برای مثال، اگر فردی متوجه شود که در هنگام تعارض سریعاً عصبانی میشود، میتواند مهارتهای جدیدی برای مدیریت این واکنش یاد بگیرد.
اما این به این معنا نیست که پس از چند روز تمرین، تمام ویژگیهای شخصیتی او تغییر خواهند کرد.
تغییر شخصیت معمولاً فرایندی تدریجی است.
تفاوت تغییر شخصیت و تغییر رفتار چیست؟
این دو مفهوم نباید با یکدیگر یکی در نظر گرفته شوند.
فرض کنید فردی معمولاً بسیار تکانشی است.
او میتواند یاد بگیرد:
«قبل از تصمیم گرفتن، چند دقیقه صبر کنم.»
این یک تغییر در رفتار و راهبرد مقابلهای است.
اگر این مهارت به مرور در موقعیتهای مختلف تثبیت شود، ممکن است نحوه بروز برخی ویژگیهای شخصیتی نیز تغییر کند.
بنابراین گاهی تغییر از رفتار شروع میشود و به تدریج بر الگوهای گستردهتر فرد اثر میگذارد.
آیا افراد میتوانند سبک دلبستگی خود را تغییر دهند؟
تا حدی بله.
این موضوع با بحث قبلی ما درباره سبکهای دلبستگی ارتباط مستقیم دارد.
سبک دلبستگی نیز نباید مانند یک برچسب ثابت در نظر گرفته شود که فرد تا پایان زندگی هیچ راهی برای تغییر آن ندارد.
تجربه روابط سالم، افزایش خودآگاهی و برخی مداخلات رواندرمانی میتوانند به فرد کمک کنند الگوهای رابطهای امنتر و انعطافپذیرتری ایجاد کند.
اما این موضوع با «تغییر کامل شخصیت» یکسان نیست.
برای مطالعه بیشتر، این بخش باید به مقاله مستقل «سبکهای دلبستگی چیست؟» لینک شود.
آیا شخصیت بد وجود دارد؟
از نظر روانشناختی، بهتر است درباره «آدم با شخصیت بد» صحبت نکنیم.
ممکن است فرد رفتارهایی داشته باشد که برای دیگران آسیبزا هستند، اما این موضوع با برچسب زدن به کل شخصیت او تفاوت دارد.
مثلاً به جای:
«او آدم سمی است.»
میتوان دقیقتر پرسید:
«چه رفتاری انجام میدهد؟»
«این رفتار چقدر تکرار میشود؟»
«آیا فرد مسئولیت رفتار خود را میپذیرد؟»
«آیا میتواند رفتار خود را اصلاح کند؟»
«آیا این الگو باعث آسیب مداوم به رابطه میشود؟»
این نوع نگاه، هم علمیتر است و هم به تصمیمگیری دقیقتر درباره رابطه کمک میکند.
چه زمانی تغییر رفتار به کمک متخصص نیاز دارد؟
اگر فرد بارها تلاش کرده است یک الگوی مشکلساز را تغییر دهد اما موفق نشده، یا این الگو باعث مشکلات قابلتوجه در زندگی شده است، کمک حرفهای میتواند مفید باشد.
برای مثال:
- تعارضهای شدید و تکرارشونده در روابط؛
- مشکلات مداوم در کنترل خشم؛
- وابستگی شدید؛
- ترس شدید از طرد شدن؛
- اجتناب گسترده از روابط؛
- رفتارهای تکانشی آسیبزا؛
- مشکلات پایدار در کار یا تحصیل؛
- یا احساس رنج روانی قابلتوجه.
در چنین شرایطی، ارزیابی توسط روانشناس یا روانپزشک میتواند مشخص کند که مسئله دقیقاً چیست و چه نوع مداخلهای مناسبتر است.
پادکستهای شخصیت و روابط عاطفی
شخصیت در روابط نزدیک اهمیت ویژهای پیدا میکند.
نحوه اعتماد کردن، ایجاد صمیمیت، واکنش به اختلاف، تحمل فاصله، مدیریت خشم و بیان نیازهای عاطفی میتواند تحت تأثیر ویژگیهای شخصیتی و سایر عوامل روانشناختی قرار داشته باشد.
در این دسته میتوان پادکستهایی درباره موضوعاتی مانند:
- شخصیت و رابطه عاطفی موفق
- تفاوتهای شخصیتی زوجین و اشتباهات رابطه عاطفی
- جدایی و طلاق
قرار داد.
پادکستهای دلبستگی و شخصیت
یکی از موضوعات مهم در ارتباط میان شخصیت و روابط، دلبستگی است.
سبک های دلبستگی میتوانند بر نحوه تجربه صمیمیت، فاصله، اعتماد و امنیت در روابط اثر بگذارند؛ اما نباید آنها را با اختلالات شخصیت یکی دانست.
در این بخش میتوان پادکستهایی درباره:
- سبک دلبستگی ایمن
- دلبستگی اضطرابی
- دلبستگی اجتنابی
- اضطراب دلبستگی
- اجتناب دلبستگی
- ترس از رها شدن
- رابطه سبک دلبستگی و روابط عاطفی
قرار داد.
پادکستهای شخصیت و سلامت روان
ویژگیهای شخصیتی میتوانند با تجربه و مدیریت هیجانها و همچنین نحوه مواجهه فرد با فشارهای زندگی ارتباط داشته باشند.
در این دسته میتوان پادکستهایی درباره موضوعاتی مانند:
- شخصیت و اضطراب
- شخصیت و استرس
- شخصیت و نشخوار فکری
- شخصیت و وسواس فکری
- شخصیت و تنظیم هیجان
- اعتمادبهنفس و تصویر از خود
- عزتنفس
- ترس از قضاوت دیگران
قرار داد.
شناخت شخصیت بدون برچسبزنی
هدف از این صفحه و مجموعه پادکستهای روانشناسی شخصیت، قرار دادن افراد در دستههایی مانند «خوب»، «بد»، «سمی» یا «خودشیفته» نیست.
شناخت شخصیت زمانی ارزشمندتر است که به ما کمک کند:
خودمان را بهتر بشناسیم، الگوهای رفتاری خود را ببینیم، روابط سالمتری ایجاد کنیم و در صورت وجود مشکل، زمان مناسب برای دریافت کمک تخصصی را تشخیص دهیم.
بنابراین اگر در یک پادکست یا مقاله، ویژگیای را در خود یا فرد دیگری مشاهده کردید، آن را بهعنوان نقطهای برای شناخت بیشتر در نظر بگیرید، نه تشخیص قطعی.
پرسشهای متداول درباره روانشناسی شخصیت
در این بخش به پرسشهایی پاسخ میدهیم که ممکن است هنگام جستوجو درباره شخصیت، شخصیتشناسی، ویژگیهای شخصیتی و اختلالات شخصیت برای افراد ایجاد شود. پاسخها با هدف افزایش آگاهی ارائه شدهاند و جایگزین ارزیابی و تشخیص تخصصی نیستند.
شخصیت چیست؟
شخصیت به مجموعهای نسبتاً پایدار از الگوهای فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن گفته میشود که در نحوه تعامل فرد با خودش، دیگران و محیط زندگی او نقش دارند.
شخصیت تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند ویژگیهای زیستی، تجربههای زندگی، محیط، روابط و فرایند رشد شکل میگیرد.
روانشناسی شخصیت چیست؟
روانشناسی شخصیت شاخهای از روانشناسی است که به مطالعه ویژگیها، الگوهای رفتاری، هیجانات، فرایندهای شناختی و تفاوتهای فردی میپردازد.
این حوزه تلاش میکند توضیح دهد چرا افراد در شرایط مشابه ممکن است واکنشهای متفاوتی داشته باشند و چگونه الگوهای شخصیتی در طول زندگی شکل میگیرند و تغییر میکنند.
آیا شخصیت انسان تغییر میکند؟
بله، اما معمولاً تغییر شخصیت تدریجی است.
ویژگیهای شخصیتی ثبات نسبی دارند، اما تجربههای زندگی، روابط، رشد فردی، یادگیری و رواندرمانی میتوانند بر نحوه بروز این ویژگیها اثر بگذارند.
بنابراین شخصیت را نباید کاملاً ثابت و غیرقابل تغییر دانست.
شخصیتشناسی علمی چیست؟
شخصیتشناسی علمی به مطالعه شخصیت بر اساس نظریهها و روشهای معتبر روانشناختی گفته میشود.
این مفهوم با محتوای عامهپسند مانند نسبت دادن ویژگیهای قطعی شخصیتی به افراد بر اساس ماه تولد، گروه خونی یا نشانههای غیرعلمی تفاوت دارد.
برای شناخت شخصیت باید از چارچوبها و ابزارهایی استفاده کرد که پشتوانه علمی و اعتبار روانسنجی داشته باشند.
آیا تست شخصیت میتواند شخصیت فرد را بهطور کامل مشخص کند؟
خیر.
هیچ تست شخصیت معتبری نمیتواند تمام پیچیدگیهای شخصیت یک انسان را در چند نتیجه خلاصه کند.
آزمونهای روانشناختی میتوانند اطلاعات مفیدی درباره برخی ویژگیها یا ابعاد شخصیتی ارائه کنند، اما نتیجه یک تست بهتنهایی تشخیص اختلال شخصیت یا سایر اختلالات روانی نیست.
چند نوع اختلال شخصیت وجود دارد؟
در DSM-5-TR، ۱۰ اختلال شخصیت در سه خوشه A، B و C طبقهبندی میشوند.
این اختلالات عبارتاند از:
خوشه A: پارانوئید، اسکیزوئید و اسکیزوتایپال
خوشه B: ضد اجتماعی، مرزی، نمایشی و خودشیفته
خوشه C: اجتنابی، وابسته و وسواسی-جبری
در ICD-11 سازمان جهانی بهداشت، رویکرد متفاوت و بُعدیتری برای اختلالات شخصیت استفاده میشود که بر وجود اختلال شخصیت، شدت آن و ویژگیهای شخصیتی برجسته تمرکز دارد.
تفاوت ویژگی شخصیتی و اختلال شخصیت چیست؟
داشتن یک ویژگی شخصیتی به معنای داشتن اختلال شخصیت نیست.
برای مثال، ممکن است فردی:
- کمالگرا باشد؛
- حساس باشد؛
- به تنهایی علاقه داشته باشد؛
- به تأیید دیگران نیاز داشته باشد؛
- یا گاهی رفتارهای خودمحورانه داشته باشد.
این ویژگیها بهتنهایی تشخیص اختلال شخصیت محسوب نمیشوند.
اختلال شخصیت یک الگوی پایدار و گسترده است که میتواند باعث اختلال قابلتوجه در عملکرد فرد یا روابط او شود و تشخیص آن نیازمند ارزیابی تخصصی است.
آیا خودشیفتگی همان اختلال شخصیت خودشیفته است؟
خیر.
خودشیفتگی میتواند به مجموعهای از ویژگیها یا رفتارهای خودشیفتهوار اشاره کند، در حالی که اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) یک تشخیص بالینی مشخص است.
به همین دلیل، نباید هر فرد مغرور، خودمحور، حساس به انتقاد یا نیازمند توجه را «خودشیفته» یا مبتلا به NPD دانست.
آیا درونگرایی یک اختلال شخصیت است؟
خیر.
درونگرایی یک ویژگی شخصیتی است و به خودی خود اختلال روانی محسوب نمیشود.
یک فرد درونگرا میتواند روابط سالم، زندگی اجتماعی مناسب و عملکرد مطلوبی داشته باشد.
مشکل زمانی مطرح میشود که الگوهای رفتاری باعث اختلال قابلتوجه در عملکرد یا روابط فرد شوند.
تفاوت وابستگی عاطفی و اختلال شخصیت وابسته چیست؟
این دو مفهوم یکی نیستند.
وابستگی عاطفی میتواند به الگویی در یک رابطه اشاره داشته باشد که در آن فرد برای احساس امنیت یا ارزشمندی بیش از حد به شریک عاطفی خود متکی میشود.
اما اختلال شخصیت وابسته یک تشخیص بالینی است که با الگویی گسترده و پایدار از نیاز شدید به مراقبت، دشواری در استقلال و وابستگی بینفردی همراه است.
بنابراین نباید صرفاً به دلیل وابستگی شدید در یک رابطه، فرد را مبتلا به اختلال شخصیت وابسته دانست.
آیا سبک دلبستگی همان شخصیت است؟
خیر.
سبک دلبستگی و شخصیت مفاهیم مرتبط اما متفاوتی هستند.
سبک دلبستگی بیشتر به الگوهای فرد در تجربه امنیت، صمیمیت، اعتماد و رابطه نزدیک مربوط میشود، در حالی که شخصیت مفهوم گستردهتری است و طیف وسیعی از ویژگیهای فکری، هیجانی و رفتاری را در بر میگیرد.
همچنین:
دلبستگی اضطرابی ≠ اختلال شخصیت وابسته
و
دلبستگی اجتنابی ≠ اختلال شخصیت اجتنابی
این تمایز برای جلوگیری از خودتشخیصی اهمیت زیادی دارد.
آیا افراد مبتلا به اختلال شخصیت قابل درمان هستند؟
اختلالات شخصیت را نباید به معنای «غیرقابل تغییر بودن فرد» دانست.
درمان میتواند به برخی افراد کمک کند تا الگوهای ناسازگار خود را بهتر بشناسند، تنظیم هیجان و مهارتهای ارتباطی خود را بهبود دهند و عملکرد بهتری در زندگی داشته باشند.
نوع و مدت درمان به شرایط فرد، شدت مشکلات و تشخیص او بستگی دارد.
آیا میتوان با شناخت شخصیت، مشکلات رابطه را حل کرد؟
شناخت شخصیت میتواند مفید باشد، اما بهتنهایی کافی نیست.
یک رابطه سالم علاوه بر ویژگیهای شخصیتی به عواملی مانند:
- مهارت ارتباطی؛
- تنظیم هیجان؛
- مرزبندی؛
- اعتماد؛
- احترام متقابل؛
- توانایی حل تعارض؛
- و آمادگی برای اصلاح رفتار
نیز وابسته است.
به همین دلیل شناخت شخصیت باید به درک بهتر الگوها کمک کند، نه اینکه تبدیل به ابزاری برای برچسب زدن به شریک عاطفی شود.
چه زمانی برای مشکلات مربوط به شخصیت باید به روانشناس مراجعه کرد؟
اگر یک الگوی فکری، هیجانی یا رفتاری بهصورت مداوم باعث مشکلات جدی در روابط، شغل، تحصیل یا زندگی روزمره شود، بهتر است از متخصص سلامت روان کمک گرفته شود.
همچنین اگر فرد بارها تلاش کرده است یک رفتار یا الگوی تکرارشونده را تغییر دهد اما موفق نشده، ارزیابی تخصصی میتواند به شناسایی علت و انتخاب مسیر مناسب کمک کند.
در صورت وجود افکار خودکشی، خودآسیبرسانی، خشونت یا خطر فوری برای خود یا دیگران نیز باید فوراً از خدمات تخصصی و اورژانسی محل زندگی کمک گرفت.
جمعبندی؛ شناخت شخصیت برای شناخت بهتر خود و روابط
شخصیت یکی از مهمترین ابعاد تجربه انسانی است و میتواند بر نحوه فکر کردن، احساس کردن، تصمیمگیری و برقراری ارتباط با دیگران اثر بگذارد.
با این حال، شناخت شخصیت نباید به برچسبزنی یا خودتشخیصی تبدیل شود.
در رادیو دکتر من تلاش میکنیم موضوعات مرتبط با روانشناسی شخصیت، شخصیتشناسی، ویژگیهای شخصیتی و اختلالات شخصیت را در کنار پادکستهای تخصصی و محتوای متنی معتبر ارائه کنیم تا مخاطب بتواند با دید دقیقتری درباره این موضوعات مطالعه و شنیدن کند.
اگر به موضوعات مرتبط با شخصیت و روابط علاقهمند هستید، میتوانید از محتوای مرتبط رادیو دکتر من درباره سبکهای دلبستگی، وابستگی عاطفی، رابطه عاطفی موفق، استرس و اضطراب، وسواس فکری و نشخوار فکری نیز استفاده کنید.
اگر درباره رفتار یا ویژگیهای شخصیتی خود یا فرد دیگری نگرانی جدی دارید، به جای تشخیص بر اساس یک مقاله یا پادکست، موضوع را با یک روانشناس یا روانپزشک مطرح کنید.
