رشد فردی در زندگی مثل باغبونی میمونه
زندگی بدون رشد فردی در زندگی شبیه باغی است که باغبان ندارد. در اغلب خانهها چند گلدان وجود دارد؛ اما آیا میتوان آنها را رها کرد و انتظار داشت همچنان سالم و شاداب بمانند؟ حتی باغی که آب و امکانات کافی دارد، اگر بدون مراقبت و رسیدگی رها شود، بهمرور پر از علفهای هرز خواهد شد. زندگی ما هم دقیقاً به همین شکل است.
بسیاری از ما از زندگی، کار، روابط عاطفی و حتی فرزندپروری انتظار نتایج عالی داریم، اما سهمی برای مراقبت، نظم شخصی و خودآگاهی قائل نیستیم. رشد فردی در زندگی یعنی پذیرفتن این واقعیت که هیچ تغییری بدون توجه روزانه و اقدام آگاهانه اتفاق نمیافتد. نمیتوان مسیر اشتباه را انتخاب کرد و انتظار داشت به مقصد درست رسید.
یکی از پرسشهای پرتکرار مراجعان این است:
«چرا با اینکه قبلاً فعال و موفق بودم، امروز احساس میکنم در زندگی درجا میزنم؟»
پاسخ ساده اما عمیق است؛ زمانی که مسئولیت زندگی بر عهده خودمان میافتد، اگر برنامه، نظم و مراقبت روزانه نداشته باشیم، حرکت زندگی کند یا متوقف میشود. نادیده گرفتن بهداشت خواب، نداشتن اولویتهای روشن و انتظار تصمیمگیری از عوامل بیرونی، از مهمترین موانع رشد فردی در زندگی هستند.
در مسیر فرزندپروری نیز همین الگو تکرار میشود. فرزند داشتن فقط فراهمکردن امکانات ظاهری نیست؛ کودک وارد زندگیای میشود که نیازمند آگاهی، ثبات روانی و آمادگی والدین است. بدون رشد فردی والدین، مسیر تربیت نیز دچار فرسایش خواهد شد.
در روابط عاطفی هم شروع رابطه اهمیت دارد، اما حفظ و رشد آن مهمتر است. هیجانهای ابتدای رابطه بهمرور جای خود را به روزمرگی میدهند و اگر رابطه بدون مراقبت، گفتوگو و توجه روزانه رها شود، فاصلهها و دلخوریها شکل میگیرند. رشد فردی در زندگی یعنی درک اینکه رابطه سالم، نیازمند رسیدگی مستمر است، نه امید به گذر زمان.
زندگی، کار، رابطه و فرزندپروری همگی باغهایی هستند که برای شکوفا ماندن به آگاهی، اقدام و مراقبت نیاز دارند. اگر باغ زندگی را رها کنیم، علفهای هرز بیتوجهی، تنبلی و انتظارات نابهجا رشد میکنند.
اگر میخواهید به مقصد درست برسید، مسیر درست را انتخاب کنید و زندگی را آگاهانه باغبانی کنید؛ این یعنی رشد فردی در زندگی.
